X
تبلیغات
رامیاری - یقه سفیدهای مجرم و مجرمان یقه چرکین، مجرم واقعی کیست؟!


رامیاری

زندگی کن و بگذار که دیگران هم زندگی کنند

 

_ طرح مسئله:

اختلاس 3 هزار میلیاردی و به عبارت دیگر دزدی 3 هزار میلیاردی در سیستم بانکی کشور شوک بزرگی بر نظام بانکی و در کل بر اقتصاد کشور وارد کرد و اکثر مسولین مخصوصا رئیس قوه ی قضائیه را وادار به موضع گیری و ... کرد. در این نوشتار قصد پرداختن به این اختلاس را به صورت مصداقی نداریم چرا که پرداختن به این گونه جرائم وظیفه ی مراجع ذیصلاح می باشد، به هر تقدیر آنچه که می خواهیم در این نوشتار مورد کنکاش و بررسی قرار بدهیم ماهیت جرائمی است که توسط یقه سفیدها در جامعه صورت می گیرد و به همین منظور از نگاه جامعه شناختی به این موضوع می پردازیم. تا مشخص شود ماهیت اینگونه جرائم با جرائم دیگر که عده ای آنها را مختص طبقات پائین جامعه می دانند چیست، از آنجا که ماهیت جرائم یقه چرکین ها و یقه آبی ها تا حدودی روشن است در این نوشتار بیشتر به جرائم یقه سفیدها می پردازیم.

باید گفت که وجود انحرافات در جامعه را ميتوان با قدمت خلقت انسانها يكي دانست، در واقع ریشه ی جرم و جنایت را می توان از سپیده دم تاریخ حیات بشر پیگیری کرد، از آن زمان که آدم و حوا عمل نهی شده ی خوردن سیب یا گندم را انجام دادند و پسرشان قابیل برادرش هابیل را به قتل رساند. وجود انواع انحرافات اجتماعي در جوامع مختلف امري طبيعي ميباشد چرا که ما جامعه اي را سراغ نداريم كه رفتار مجرمانه در آن رخ ندهد. اما از طرف دیگر از آنجا که امنیت و صلابت اجتماعی نیاز به واکنش اجتماعی علیه جرم دارد، مطالعه پدیده مجرمانه، در هر جامعه نیز ضروری به نظر می رسد، تا از آن طریق واکنش اجتماعی مناسب اتخاذ و اعمال شود تا در نهایت امنیت و انسجام اجتماعی حفظ گردد. مطالعه علمی پدیده مجرمانه حدود 200 سال قبل، با کار تجربی دکتر « لمبروز» شروع گردید و در نهایت رشته ای به نام «جرم شناسی» متولد شد. جرم شناسی را می توان علم بررسی پدیده مجرمانه دانست که برای بررسی های خود از رشته های دیگر از جمله جامعه شناسی و حقوق بهره فراوان برده است.

مطالعات اولیه ی جرم شناسان در باب جرم حول این موضوع اساسی که جرم زائده ی فقر است؛ دور می زد، به همین دلیل اکثر مطالعات صورت گرفته تمرکز تحقیقی خود را بر طبقات فرو دست( یا به عبارت دیگر یقه چرکینها) متمرکز می کردند. اما با کارهای علمی ساترلند چرخش اساسی در مطالعات جرم شناسی صورت گرفت، چرا که بر خلاف مطالعات سنتی او برای اولین بار با مطالعه جرائم یقه سفیدان کانون توجه خود را نه بر طبقات فرو دست، بلکه برعکس کانون توجه اش بر طبقات بالای جامعه بود. در واقع ساترلند با مطالعات خود پرده از جرائمی برداشت که توسط افرادی صورت می گرفت که به دلیل نفوذ و اعتباری که در جامعه داشتند، کمتر مورد توجه قرار می گرفتند. با توجه به آسیب ها و آثار زیانباری که این جرائم بر جامعه انسانی تحمیل می کنند شناخت و مطالعه بیشتر این پدیده در همه ی جوامع از جمله ایران از اهمیت فراوانی برخوردار است. البته شناخت علمی به تنهایی چاره کار نیست بلکه توجه نظام حقوقی به این پدیده و مقابله با آن از اهمیت بیشتری برخوردار است. بنا بر اهمیت جرائم یقه سفیدان ما در این نوشتار بر آنیم با توجه به رویکردهای جامعه شناختی نسبت به جرائم یقه سفیدان ماهیت جرم یقه سفیدها را مشخص بکنیم.

 بدونه شک هیچ کشوری از خطر مجرمین یقه سفید در امان نیست و کشور ما نیز همواره با چنین مسئله ی درگیر می باشد. همین مسئله لزوم بررسی همه جانبه این جرایم را روشن می کند چرا که تاثیرات این جرایم بر جامعه به مراتب بیشتر از جرایم خیابانی است.  نماد مجرمین یقه سفید شهرام جزایری بود که با استفاده از رانتهای مختلف میلیاردها تومان به جیب زد. همچنین صدهها پرونده ی دیگر را می توان مثال آورد به عنوان نمونه،  دهم اردیبهشت ماه سال 1388 خبرگزاری ایرنا به نقل از سرتیپ دوم پاسدار «سیداصغر جعفری» رئیس پلیس آگاهی نیروی انتظامی از باز بودن چندین پرونده سوءاستفاده های کلان اقتصادی در آگاهی خبر داد و به نقل از جعفری خبر از برخورد آگاهی با مجرمان یقه سفیدی داد که با سوءاستفاده از مقام و رانت های دولتی مرتکب جرم می شوند. جعفری یکی از این پرونده ها را مربوط به یکی از بزرگ ترین تاجران کشور دانست که ساعت های سیتی زن چینی را با قیمت 100 هزار ریال خریداری کرده و به عنوان ساعت های اصل ژاپنی به بهای 500 هزار تا 3 میلیون ریال در بازار به فروش می رسانده است( به نقل از سایت ایرنا) در سال های اخیر هم مطبوعات کشور اخبار این چنینی را به دفعات منتشر می کردند، آخرین و به عبارتی بزرگترین اختلاس تاریخ ایران همین قضیه ی 3 هزار میلیاردی می باشد.

باید توجه داشت که انواع جرائم همچون اختلاس، رانت خواری، پولشوئی، جرایم رایانه یی مانند نفوذ به شبکه های بانکی و جز این، همه به نوعی هشداری است از تعریفی جدید در بزهکاری و شیوه های وقوع جرم. گویی این بار قرار است تا سلاح های سرد و گرم جای خود را به هوش و ذکاوتی دهند که با همان هدف اخلال در امنیت مردم، پرده نشینان را به کلاهبرداری های میلیونی رهنمون سازد.

مطالعه کاربردی یک موضوع در وهله اول نیاز به مطالعه مباحث نظری پیرامون آن موضوع دارد. چرا که تبیین نظری درست یک موضوع به استفاده کاربردی تر آن موضوع منجر می شود. به همین دلیل در ادامه مباحث نظری جامعه شناسان را پیرامون جرم و جرائم یقه سفیدا را مورد بحث و بررسی قرار می دهیم.

 

2_ جرم از نگاه جامعه شناسان:

از نگاه این نوشتار تبيين رضايت‌بخش‌ ماهيت جرم بايد تبیین جامعه شناختي باشد، زيرا ماهيت جرم به طور عمده به نهاد‌هاي اجتماعي جامعه بستگي دارد به همین دلیل در اینجا تنها به رویکرهای جامعه شناختی توجه شده است. مطالعه رفتار انحرافي يکي از جذاب‌‌ترين وظايف جامعه شناسي است. اين حوزه تحليل جامعه شناسي پيچيده است چرا که به همان اندازه ارزش‌ها و هنجارهاي اجتماعي انواع فراوان تخلف از قانون نيز وجود دارد.

يکي از مهم‌ترين جنبه‌هاي تفکر جامعه شناختي در باره جرم تأکيد بر ارتباطات متقابل ميان هم نوايي و کجروي در زمينه‌هاي اجتماعي مختلف است، جوامع امروزي خرده فرهنگ‌هاي بسيار متفاوتي دارند و رفتاري که با هنجارهاي يک خرده فرهنگ‌ خاص هم نوايي دارد. ممکن است خارج از آن خرده فرهنگ، کجروانه تلقي ‌شود. جرايمي مانند سرقت و دزدي، بطور طبيعي اساساً توسط افرادي از بخش‌هاي فقير‌تر جمعيت انجام مي‌شود. جرايم ديگر مانند، اختلاس یا فرار از ماليات بنابر تعريف‌هاي فوق به اشخاص که در موقعيت‌هاي بالا و مرفه هستند محدود مي‌شود.

دوركيم جامعه شناس فرانسوي معتقد است كه هر عملي كه درخور مجازات باشد، جرم است به بيان ديگر، هر فعل يا ترك فعلي كه نظم، صلح وآرامش اجتماعي را مختل سازد و قانون نيز براي آن مجازاتي تعيين كرده باشد «جرم» محسوب مي شود. به نظردوركيم «ما كاري را بخاطر‹جرم› بودن محكوم نمي كنيم بلكه از آنجاي كه آنرا محكوم مي كنيم جرم تلقي مي شود »(ستوده،1382، 65). دوركيم معتقد است كه جرم تا حدي يك پديده طبيعي براي تمام جوامع است، در تمام زمانها وجود داشته و ازفرهنگ وتمدن هر جامعه ناشي مي شود وي در تعريف جرم مي نويسد : « جرم ازنظر ما عملي است كه حالت نيرومند و روشن وجدان جمعي را جريحه دار مي كند». در بيان خصلت مشترك همه جرمها مي نويسند : «جرمها اعمالي هستند كه همه اعضاي يك جامعه آنها را به صورت عام محكوم مي كند» (پرهام،1369: 86). اگر واقعيتي وجود داشته باشد که ويژگي آسيب شناختي آن مسلم باشد. آن واقعيت جرم است، همه جرم شناسان با اين نکته موافق هستند. (کوزر و  روزنبرگ، 1378: 468.) دوركيم علل بروز جرايم را در محيط اجتماعي ، مورد مطالعه قرار داده ومعتقد است كه جرم يك پديده عادي اجتماعي است و نبايد يك پديده غير عادي اجتماعي تلقي گردد. در هر اجتماعي بزهكاري وجود دارد و جامعه اي نيست كه در آن بزه وجود نداشته باشد. بزه يك عامل سلامتي عمومي وجزء لاينفك هر اجتماع سالم است و علل استثنائي درنوع جرايم تاثيري ندارد، چون جرايم ناشي از فرهنگ وتمدن هر اجتماع است. لذا بررسي انواع جرايم بدون توجه به خصوصيات فرهنگي وتمدن از ديدگاه جرم شناسي بي ثمر است، زيرا جرم مربوط به فرهنگ وتمدن بوده وتابع زمان ومكان نمي باشد . دوركيم معتقد است كه جامعه قبل از

فرد وجود دارد و اثر خود را در فرد انباشته و او را تربيت كرده و بر او مسلط  مي گردد. روحيه هر فرد مستقيما مربوط به تشكيلات ووظايف ودستورات والگوهاي اجتماعي بوده ودر روابط خصوصي نيز عوامل مذكور تاثير كلي دارند»(تاج زمان، 1364: 232) 

دوركيم و به طور كلي جامعه شناسان بر اين عقيده اند كه پديده بزه كاري وجرم را نمي توان با عوامل رواني وجسماني افراد توجيه كرد زيرا اين عوامل نقش چنداني در بزه كاري افراد نداشته بلكه عوامل اجتماعي از قبيل شرايط نامناسب خانواده وكمبود محبت، ناسازگاري والدين، طلاق ، بزهكاري والدين، بيكاري، مهاجرت، وسايل ارتباط جمعي، ضعف اعتقادات وباورهاي ديني، وضع بد اقتصادي خانواده عوامل سياسي وجنگ و....است كه نقش تعيين كننده اي در بزهكاري واعمال مجرمانه افراد دارد.(نجفي توانا،1377: 205)

در کل باید گفت: دوركيم بي هنجاري را را علت جرم مي داند او مفهوم بي هنجاري را براي اشاره به اين فرض به وجود آ‌ورد كه در جوامع امروزي معيارها وهنجارهاي سنتي بي آنكه توسط هنجارهاي جديدي جايگزين گردند ، تضعيف مي شود بي هنجاري هنگامي وجود دارد كه معيارهاي روشني براي راهنمايي رفتار در حوزه معيني از زندگي اجتماعي وجود ندارد.(صبوري،1373: 140)

ماركس نيز همچون دوركيم به بررسي عوامل بيروني پديده هاي اجتماعي مي پردازد. ماركس معتقد است كه زيربناي جامعه را اقتصاد تشكيل مي دهد وساير ابعاد اجتماعي از جمله جرم روبناست ومعلول عوامل اقتصادي شمرده مي شود. ازنظر او تاريخ جوامع بشري تجلي ستيز گروههايي است كه ماركس آنها را طبقات اجتماعي مي نامد. تضاد ميان دو گروه متخاصم يعني پرولتاريا و بورژوازي سرانجام به انقلاب كمونيستي مي انجامد واز آنجا كه همه جوامع به طبقات متخاصم منقسم بوده اند جامعه كنوني يعني جامعه سرمايه داري نيز به يك معنا با جوامع پيشين تفاوتي ندارد .(توسلي،1380،ص140) بنابراين در يك تحليل ماركسيستي از جرم مي توان گفت تضاد طبقاتي در جامعه باعث بوجود آمدن طبقات فقير وثروتمند در مقابل يكديگر شده است وطبقه فقير با آگاه شدن ارتضاد وتفاوتهاي خود نسبت به طبقه ثروتمند دچار يك حالت طغيان و سركشي شده وبه اعمال مجرمانه دست مي زنند. (شيخاوندي،1379: 200)

به نظر سا‌ترلند اکثراً رفتارهای تبهکارانه در درون گروه‌هاي نخستين، به ويژه گروه‌هاي همسالان فرا گرفته مي‌شود اين نظريه بايد گاهي که معتقد است برخي تفاوت‌هاي روان‌شناختي وجود دارند که تبهکاران را از ساير مردم جدا مي‌سازند، بسيار متفاوت است. اين نظريه فعاليت‌هاي تبهکاران را تا حدي زيادي همانند فعاليت‌هاي تابع قانون، به عنوان فعاليت‌هاي فرا گرفته شده و بطور کلي در جهت همان نياز‌ها و ارزش‌ها در نظر مي‌گيرد. دزدان همانند مردمي که در مشاغل رسمي هستند مي‌کوشند پول بدست آورند. اما آن‌ها  شيوه‌هاي غير قانوني را براي اين کار انتخاب مي‌کنند. (  گيدنز،  1378: 158)

درکل در نگاه جامعه شناسان، جرم به يك تعبير دور شدن از ارزشها وقوانين حاكم بر جامعه  است كه در شكل ها وابعاد گوناگون ظاهر مي شود. یکی از ابعاد جرم که موضوع این مقاله است جرائمی است که توسط یقه سفیدان انجام می شود که در ادامه با توجه به رویکردهای نظری به تبیین این موضوع می پردازیم:

 

3_ جرائم یقه سفیدها:

جرم یقه سفیدها علی رغم اینکه بیش از نیم قرن است که وارد مباحث جرم شناسی شده است، در مقایسه با سایر جرائم کمتر مورد بحث و بررسی قرار گرفته است.همانطور که اشاره شد جامعه شناسان کلاسیک نیز بیشتر بر روی جرایم خیابانی تمرکز کرده اند، مطالعه این نوع جرم به لحاظ تاریخی به واکنش قضایی در  کشور آمریکا بر میگردد ( فردریش، بی تا: 3). اصطلاح " جرم يقه سفيد" اساسا یک اصطلاح جرم شناختی است که براي اولين بار توسط" ساترلند" جرم شناس بزرگ آمريكايي بيان شده، ساترلند نتايج تحقيقات 25 ساله خود را در كتاب" جنايت يقه سفيد" منتشر كرده است.

يقه سفيدان اصطلاحا به كارمندان دفتري كه داراي پيراهنهاي يقه سفيد هستند، اطلاق ميشود اين اصطلاح در مقابل يقه آبي قرار دارد و به كارگران اطلاق ميشود كه پيراهنهاي يقه آبي ميپوشند. اين تصور نادرست است كه ما اصطلاح يقه سقيدان را فقط به دارندگان نقشهاي سياسي اطلاق كنيم چرا که اين اصطلاح شامل تمامي افرادي ميشود كه در جامعه از موقعيت و پايگاه اجتماعي بالاتري برخوردارند، افرادي كه داراي مزاياي اجتماعي (قدرت،ثروت ومنزلت) بيشتري هستند. شايد به همين دليل است كه جرائمي كه آنها انجام ميدهند از ديد مجريان قانون ومردم پوشيده ميماند.

يقه سفيدان به سبب نقشهاي كه دارند در دسته بنديهاي گوناگوني قرار ميگيرند اگر اين افراد جزءكارمندان عاليرتبه دولت باشند "دولتي"واگر جزء مشاغل دولتي نباشند در دسته يقه سفيدان غير دولتي قرار ميگيرند. اعضاي طبقه حاكمه، سياستمداران، بازرگانان، حقوقدانان، و همچنين افرادي كه در رشته هاي علمي از تخصص بالايي برخوردارند ميتوانند جزءيقه سفيدان شمرده شوند.ساترلند جرم یقه سفیدهار ار جرمی می داند که شخص قابل احترام، برخوردار از یک موقعیت عالی و شان اجتماعی بالا به دلیل اعتبار و حوزه نفوذ خویش، در جریان شغلی اش مرتکب می شود ( Edvin.h, 1983: 7 ).

«ژرژ پیکا» نیز در کتاب جرم شناسی خود در معرفی این دسته از مجرمان می گوید: جرم یقه سفید، آن دسته از جرایمی است که افراد متعلق به طبقات بالای جامعه یعنی افرادی که از نظر اقتصادی یا اجتماعی صاحب نفوذ هستند مرتکب می شوند که به اعتبار وضع ظاهری آراسته آنها (کت و شلوار تیره، پیراهن سفید و کراوات هماهنگ) جرایم یا بزهکاری آنها را یقه سفید می نامند. به اعتقاد «مارک آنسل» نیز این نوع از جرایم محصول فعالیت یک طبقه ممتاز است. طبقه یی که معمولاً ظاهری آراسته دارند و در سایه قدرت یا توان اقتصادی و اجتماعی خود به ضرر حقوق و منافع دیگران مرتکب سوءاستفاده می شوند ( موسوی، 1388).

اداره تحقیقات فدرال به جای جرم یقه سفیدها اصطلاح جرم اقتصادی را برگزیده است و آن را اینگونه معرفی می کند: اعمال غیر قانونی که با خصیصه ی فریب ، پنهان کاری و نقض تراست و بدون استفاده از اعمال زور و جبر و خشونت یا دیکر راههای فیزیکی توسط افراد و سازمانها برای کسب پول و منافع اقتصادی صورت میگیرد. (Cynthia,1987,p:1)

در نهایت می توان گفت، جرم یقه سفیدها واجد وصف مالی و مادی است و مرتکبین این جرایم با بهره جستن از توان ذهنی برجسته خود، به راحتی و گاه با خواهش و درخواست بزه دیدگان به نحو متقلبانه و زیرکانه ای بر اموال فراوانی دست می یابند.

 

3_1_ ويژگي‌هاي جرايم يقه سفيدان:

1_ مرتکبان اين نوع جرايم کم‌‌تر از طرف قانون تهديد مي‌شوند و برخورد سازمان‌ها‌ي نظارتي با آنان همراه با بي توجهي و اغماض است و افراد جامعه هم زياد حساسيت ندارد در برابر اين نوع جرايم؛

2-  ميزان بالاي اين نوع جرايم کشف نمي‌شود اگر هم کشف گردد. گزارش داده نمي‌شود به همين لحاظ آمار واقعي از اين نوع جرايم وجود ندارد؛

3_ اگر چه غالباً توده وسيعي از جامعه، قربانيان واقعي اين نوع جرايم هستند و نسبت به جرايم مالي ديگر هزينه‌هاي سنگين‌‌تر‌ي بر جامعه تحميل مي‌کنند؛

4_ جرايم يقه سفيدان نتيجه فعاليت‌هاي يک طبقه ممتاز از جامعه است که از قدرت اقتصادي، اقتدار سياسي و موقعيت اجتماعي بالايي برخوردار است و در مقايسه با قربانيان اين نوع جرايم، متخلفان براي رفع اتهام، قدرت دفاعي بسيار بالاي دارند؛  اگر‌چه در مقايسه با جرايمي نظير قتل، تجاوز به عنف و دزدي مسلحانه اين نوع جرايم با خشونت بسيار کم‌‌تر‌ي همراه است ولي پيامد‌هايش بسيار سنگين خواهد بود(سليمي و داوري،1387:  138)

 

3_2_ مصاديق رفتارهاي انحرافي يقه سفيدان:

«آنتونی گیدنز» جامعه شناس انگلیسی در معرفی انواع جرائمی که یقه سفیدان مرتکب می شوند، می گوید: این اصطلاح انواع بسیاری از فعالیت های تبهکارانه را دربر می گیرد. از جمله کلاهبرداری های مالیاتی، رویه های غیرقانونی فروش، کلاهبرداری های مربوط به اسناد و املاک، اختلاس، ساخت یا فروش فرآورده های خطرناک، آلودگی غیرقانونی محیط و... نکته مهم آنکه به گفته «گیدنز» اندازه گیری توزیع جرایم یقه سفیدان حتی از اندازه گیری توزیع انواع دیگر جرایم دشوارتر است، زیرا بیشتر این گونه شکل های جرم اصلاً در آمار رسمی ظاهر نمی شوند.

مي‌توانيم ميان جرايم يقه سفيدان و جرایم قدرت مندان تمايز قايل شويم. جرايم يقه سفيدان اساساً متضمين استفاده از يک موقعيت طبقه متوسط يا موقعيت حرفه‌اي براي اشتغال به فعاليت‌هاي غير قانوني است. و جرايم قدرت مندان جرايمي هستند که در آنها از اقتدار ناشي از موقعيت به شيوه تبهکاران استفاده مي‌شود. مثلاً که يک مقاله رسمي براي تائيد سياست خاص رشوه‌اي را مي‌پذيرد(گيدنز، 1374: 176)

يقه سفيدان اعم از دولتي وغير دولتي و سياسي يا اقتصادي و به تناسب پايگاهي كه در نظام اجتماعي دارند ميتوانند اقدام به رفتارهاي انحرافي مورد اشاره بكنند. در اینجا تنها به چند نمونه رایج از جرائم یقه سفیدها که اهمیت بیشتری دارند اشاره می کنیم:

الف_ اختلاس: اختلاس به معناي تصرف غير قانوني اموال ديگران است که در اختيار سازمان دولتي يا شرکت‌هاي خصوصي و بانک‌ها قرار داده شده و به وسيله کارکنان آن سازمان‌ها  يا شرکت حيف و ميل شود. اختلاس به طور طبيعي به مديران شرکت‌ها يا کارکنان و مديران دولتي مربوط مي‌شود. که به شکل سازمان يافته و برنامه‌ريزي شده توسط مديران وکارمندان ارشد انجام مي‌شود. اين نوع جرم ممکن است زيان اقتصادي بزرگ‌تر‌ي نسبت به «دله دزدي» داشته باشد. اما غالباً احکام جزايي کم‌تر‌ي مي‌گيرد و متخلفان آن چندان مجازاتي متناسب با جرم شان متحمل نمي‌شوند. در بسياري از جوامع  اختلاس رفتاري مزمن، هميشگي و نظام يافته است به گونه‌اي که به يک خرده فرهنگ جنايي تبديل شده است. اختلاس يک رخداد تصادفي نيست بلکه اين نوع جرم تابعي از فرصت‌هاي سازماني است که بستر‌هاي سازماني چنين فرصت‌هاي را فراهم مي‌سازد مجرمان اغلب اختلاس را جرمي بي خطر و کم هزينه دانسته و بعنوان کاري پر سود ارزيابي مي‌کنند( احمدي، 1384: 173)

ب_ کلاه‌برداري: کلاه‌برداري، رفتاري است که در آن فرد با توسل به وسايل متقلبانه در صدد اغفال فرد ديگر و بردن مال و دارايي وي بر مي‌آيد در حالي که مختلس الزاماً بايد کارمند دولت باشد، کلاه‌بردار، هر کس مي‌تواند باشد و جرم کلاه‌برداري عدم ارائه شرايطي واقعي به ديگران با نيت به دست آوردن پول يا ساير موارد، ارزش يا وادار کردن ديگران به صرف نظر کردن از يک حق قانوني، اطلاق مي‌شود،(همان، 178) از آنجا که که یقه سفیدها دارای موقیت بهتری در جامعه هستند معمولا کلاه برداریهای عمده در جامعه توسط این افراد صورت می گیرد.

ج:فساد مالی: فساد مالي نقض قوانين موجود براي تامين منافع و سود شخصي است، بارزترین مصداق فساد مالی«ارتشاء»است، ولی دایره شمول «فساد مالی» وسیعتر از ارتشاء است. سوء استفاده هائی که در مزایده ها و مناقصه های عمومی، اعطای امتیازات و تسهیلات عمومی صورت میگیرد، همگی مشمول این عنوان است. اعمال نفوذ بر مقامات سیاسی و نمایندگان مجلس برای تصویب موضعی خاص که منافع سرشاری برای گروهی خاص به همراه دارد. از دیگر مظاهر فساد مالی است.همچنین در معاملات بین المللی اعم از صادرات و واردات و سرمایه گذاری امری شایع در فساد مالی است(سلیمی، 1387)

 

3_3_ پيامدها ونتايج رفتارهاي انحرافي يقه سفيدان:

مهمترین پیامدهای این جرایم را به صورت تیتر وار میتوان اینگونه ذکر کرد که:

1.ميتواند با گذشت زمان اين رفتار انحرافي به رفتاري بهنجار براي سايرين تبديل گردد.

2.موجب بي اعتمادي مردم نسبت به نظام سياسي حاكم بر جامعه گردد وبي اعتمادي بزرگترين آفت يك نظام سياسي محسوب ميشود.

3.بدبيني نيز از آثار ونتايج مخرب اين پديده شوم ميباشد زيرا تا مدت طولاني افرادي كه صاحب اين مسند ميشوند در معرض اتهام قرار ميگيرند.

4_ به عنوان يك عامل مهم ميتواند موجب هرج ومرج ونابساماني در جامعه گردد وبدنبال آن فساد اداري وديگر انحرافات در جامعه افزايش مي يابد.

5.سست شدن ارزشهاي اجتماعي در جامعه.

6.رواج انحرافات اجتماعي ميان يقه سفيدان در حكومتهاي ديني سبب سست شدن اعتقادات ديني در ميان مردم ميشود.

به هر صورت جرایم یقه سفید بر خلاف جرائم یقه چرکین ها دارای تبعات سنگینتری برای جامعه و در کل نظام سیاسی دارد به همین منظور لزوم توجه نظام حقوقی کشور به این مسئله از سه جنبه ی 1- جرم انگاری 2- پیشگیری 3- و مقابله الزامی و ضروری به نظر می رسد.

 در پایان باید گفت هر چند دزدی یک یقه چرکین برای فرار از گرسنگی با دزدی میلیاردی یک یقه سفید هر دو دزدی می باشند اما یاد آور این بیت شعر است که :

 دانه ی فلفل سیاه و خال محبوبان سیاه     هر دو جان سوزند اما این کجا و آن کجا !!

 

منابع فارسی:

احمدي، حبيب(1384)، جامعه شناسي انحرافات، تهران، سمت.

بودن، ریمون، (۱۳۸۳)، مطالعاتی در آثار جامعه شناسان کلاسیک، ترجمه ی باقر پرهام، تهران، نشر مرکز.

پرادل، ژان،(1387)، «تاریخ اندیشه های کیفری»، مجله تحقیقات حقوقی، دانشکده حقوق دانشگاه شهید بهشتی، شماره 25_26.

.تايپتون، فرانک و آلدريچ، رآبرت.(1375)، تاريخ اقتصادي واجتماعي اروپا، مترجم كريم پيرحياتي.، تهران، شركت انتشارات علمي وفرهنگي.

توسلي، غلام عباس( 1380)، نظريه هاي جامعه شناسي،  تهران، نشر سمت.

خراساني، محمد.مظلوم (1381)، بررسي مسائل اجتماعي ايران.مشهد،.انتشارات دانشگاه فردوسي مشهد.

دادخدایی، لیلا(1389)، «مفهوم جرم اقتصادی و تحولات آن»، مجله تعالی حقوق، شماره 6.

دانش،تاج زمان،(1364)، مجرم كيست جرم شناسي چيست؟، تهران، موسسه كيهان.

داور، شيخاوندي(1379)، جامعه شناسي انحرافات ومسائل اجتماعی، مشهد، نشرمرنديز.

دوركيم ،اميل (1379)، تقسيم كار اجتماعي ،ترجمه باقربرهام، تهران، نشر نی.

رایحیان اصل، مهرداد، (1384)، بزه دیده شناسی حمایتی، تهران، نشر دادگستر.

روزنامه ی ایران، شماره 2475، سه شنبه 6 خرداد1382.

ستوده ،هدايت اله (1382)، آسيب شناسي اجتماعي ، تهران، انتشارات آواي نور.

 

سلیمی،علی(1387)، جامعه شناسی کجروی،قم، انتشارات حوزه و دانشگاه.

 

فرجاد،محمدحسن( 1378)، جامعه شناسي انحرافات، تهران،.انتشارات بدر .چاپ هشتم.

 

کوئين، بروس(1372)، مباني جامعه شناسي، ‌تر جمه غلام عباس توسلي/ رضا فاضل، تهران، سمت.

 

کوزر، لوئيس/ برنارد روزنبرگ( 1378)، نظريه‌هاي بنيادي جامعه شناختي، ‌تر جمه: ارشاد فرهنگ، تهران، نشر ني.

 

گيدنز، آنتوني( 1378)، جامعه شناسي، ‌تر جمه: منوچهر صبوري، تهران، نشر نی.

 

گيدنز ، آنتوني(1374)، نظريه هاي جامعه شناسي، ترجمه منوچهر صبوري، نشر ني.

كي نيا، مهدی( 1369)، مباني جرم شناسي، تهران، .انتشارات دانشگاه تهران.

 

محسني، منوچهری( 1370)، مقدمات جامعه شناسي، تهران، ديبا.

موسوی مجاب، سید فرید ( 1383)،«بزهکاران یقه سفید»، فصلنامه ی مدرس،شماره 3.

وثوقي، منصور و نيك خلق، علي اكبر (1375)، مجازات مجرمین، تهران، انتشارات خردمند، چاپ دهم.

نجفي توانا ، علي، (1377) جرم شناسي ، تهران، انتشارات خيام.

 

منابع لاتین:

 

. 1_ Barnett. Cynthia، the Measurement of white-Colar crime، using Uniform crime Reporting(UCR) data// available at( www.fbi.gov) pdf.

.2_  Crol. Hazel،  Undrestanding white collar crime، published. Philadelphia.U.S.A.2001>p. 63)

نوشته شده در شنبه دوم مهر 1390ساعت 10:33 توسط غریب سجادي| |

Design By : Mihantheme